چه کسی بود صدا زد سهراب؟
من بودم
من
من همان دخترکی که تمان شب تنهایی خود را
می گوید قایقت جا دارد
سهراب:تو نبودی تو مرا قاصد سرو
قاصدی از تاب درختی تابان
صدا میزدی
من همانم اما
دیگر آن دخترک چارده بالا بلند مرگ را بلعیده است
من همان پیرزن مبهوت حیاط وخاکستر اتش زده ی دسته گل باغ بهارم
سهراب:راستی قایق من این همه را جایی نیست کاش قایقی دیگر بود
با تمام وسعتش جای تو را میداشت
برچسب:
نویسنده: پویان محبی

رفتم موهامو کوتاه کردم
خداشاهده خیلی دلم میخواد این مدلی عکس بذارم و ادا افسرده ها رو در بیارم
ولی موهامو خرگوشی بستم دارم آهنگ یه روز که آقا خرگوشه رو میخونم
برچسب:
نویسنده: پویان محبی
مبارک باشه یه سالگی وبلاگم
برچسب:
نویسنده: پویان محبی
اصلا شود بمیری
مرگ
غلیظ آید
دست مرا ز دستت
آرام نجات یابد
اصرار های سختت
مرگ مرا سریعتر
هر چه به مرگ نزدیک
اصلا دور دورتر
دستان من ز قیچی
هر چه سریع
آه مرگ
برچسب:
نویسنده: پویان محبی
یه نکته ایم هست که این 84 تا مصدوم از اتش نشان ها از اتش نشانی های مناطق مخلف تهران بودند و متاسفانه تهران در آینده با وجود این حجم از مصدوم اونم از طبقه آتش نشانی
تو مسئله ی کار ها اورژانسی متاسفانه فلج میشه
برچسب:
نویسنده: پویان محبی
برچسب:
نویسنده: پویان محبی
برچسب:
نویسنده: پویان محبی
انصاف نیست؛
دنیا آنقدر کوچک باشد
که آدمهای تکراری را روزی هزار بار ببینی
و آنقدر بزرگ باشد
که نتوانی آن کس را که دلت میخواهد
حتی یک بار ببینی...!
برچسب:
نویسنده: پویان محبی